۷.۲۲.۱۳۸۹

چند جمله کوتاه عاشقانه

بی  بهانه...

+ تو را به یاد آن روز، تو را به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده، تو را به روز اولین بار دیدنت، تو را به اولین نگاه عاشقانه، تو را به یاد باران روز نیامدنت، تو را به تنهایی روز رفتنت، تو را به باران روز برگشتنت، تنهایم مگذار.

+ بین ما فاصله ای نیست بجز فراموشی، تو را به یاد خواهم آورد، تو را به یاد خواهم داشت، تو را هر شب در رویاهایم تکرار خواهم کرد و هر روز که برمیخیزیم گوشه لبم لبخند است، بین من و تو رازهای نگفته ایست، که هرگز به کلام نخواهم آورد.



+ گاه می اندیشم میتوانی به لبخندی این فاصله را برداری، دستهای تو توانایی آن را دارد که به من زندگی بخشد، می توانی تو به من زندگی ببخشی و یاد بگیری از آنچه به من میبخشی، چشم های تو به من میبخشد عشق و شور و مستیريال و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی؛ دوستت دارم ای تنهاترینم.

+ نگاهم یاد باران کرد امشب، مرا سر در گریبان کرد امشب، غم فریاد من از این و آن نیست، دلم یاد عزیزان کرد امشب.

+ دوست داشتن را باید از برگ درختان یاد گرفت، وقتی زرد میشند، وقتی میمیرند، وقتی از درخت جدا میشند، پای همون درخت می افتند.

+ آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا میکرد، کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد، یا نمیداد به تو اینهمه زیبایی، یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد.

پی نوشت: فکر می کنی من نمی فهمم، هر جوری می خوای با ما تا می کنی و فکر می کنی من یک نفهمم!

هیچ نظری موجود نیست: