| به تودیع توجان میخواهد از تن شد جدا حافظ | به جان کندن وداعت می کنم حافظ خداحافظ | |
| ثنا خوان توام تا زندهام اما یقین دارم | که حق چون تو استادی نخواهد شد ادا حافظ | |
| من از اول که با خوناب اشک دل وضو کردم | نماز عشق را هم با تو کردم اقتدا حافظ | |
| تو صاحب خرمنی و من گدایی خوشه چین اما | به انعام تو شایستن نه حد هر گدا حافظ | |
| بروی سنگ قبر تو نهادم سینهای سنگین | دو دل با هم سخن گفتند بی صوت و صدا حافظ | |
| در اینجا جامه شوقی قبا کردن نه درویشی است | تهی کن خرقهام از تن که جان باید فدا حافظ | |
| تو عشق پاکی و پیوند حسن جاودان داری | نه حسنت انتها دارد نه عشقت ابتدا حافظ | |
| مگر دل میکنم از تو به یاد مهمان به راه انداز | که با حسرت وداعت میکنم حافظ خداحافظ | |
۷.۱۰.۱۳۸۹
خدا حافظ
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر