۹.۰۵.۱۳۸۹

اینترنت و تغییر فرهنگی

بشر صاحب فرهنگ است، درست همان طور که كه صاحب روح است. اما فرهنگ‌های بشری فناپذیرند و با نابودی نژاد یا گذر زمان از بین می‌روند.
بنابراین، ممكن است فرهنگ‌ها هم پس از مدتی نابود شوند، اما در تمام فرهنگ‌های بشری حقایقی وجود دارد كه ارزش حفظ كردن دارند. شاید بتوان فرهنگ را مجموعه‌ای از ارزشهایی تعریف کرد كه افراد ، خود و دیگران را متعلق به آن می‌دانند.
● برخی از عواملی که در افراد حس تعلق به فرهنگی خاص را ایجاد می کند عبارتند از:
▪ آموزه های پیشگامان فرهنگی كه امید می رود بر اساس آنها افراد شایسته ای تحویل اجتماع شوند.
▪ عوامل محیطی چون آب و هوا ، شرایط اقتصادی و آینده ی جامعه
▪ رو به رو شدن با الگو های بیگانه
عامل سوم یعنی رو برو شدن با الگوهای بیگانه در بحث حاضر نقش عمده دارد. این عامل قابلیت تغییر در فرهنگ ها یا به نوعی تاثیر پذیری فرهنگ ها از یكدیگر را باعث می شود .
همه‌ی فرهنگ‌ها ، بطور پیوسته در حال تغییراند و این تغییرات، امروزه هم سریع و هم عمیقتر از گذشته شده اند. اینترنت و به تعبیر دیگر شبكه های ارتباطات فردمدار جهانی، نقش عمده ای در تشدید تغییرات فرهنگ و موجودیت‌های فرهنگی ایفا خواهد كرد.
اینترنت به دو شیوه موجب تغییر فرهنگی می شود: نخست فرهنگ خودش را عرضه می‌كند و دوم گذرگاهی برای سایر فرهنگها تدارک می کند.
كاربران اینترنت به پیشروان و جریانات پیشتاز فرهنگی دسترسی دارند؛ این افراد و جریانات بخشی از فرهنگ اینترنت و یا بخشی از فرهنگ های دیگر هستند.
از طرف دیگر،اینترنت به خودی خود ، سبب دگرگونی وضعیت اقتصادی و سیاسی می شود و آینده، اثرات دیگری را پدیدارخواهد كرد . اینترنت محلی است برای عرضه‌ الگو‌های رفتاری متفاوت با فرهنگ های رسمی و لذا در سطح فعالیت های موثری چون جنگ ، صنعت تروریسم و تبادل دانشجویان قرار می گیرد.
احتمالا به همین خاطر است که تاثیر گذاری آن در قیاس با دو عامل دیگر (عوامل محیطی و حوزه های فرهنگی) بیشترخواهد بود.
اینترنت، علاوه بر آنكه محیطی برای تبادل فرهنگی مهیا و گذر گاهی برای دسترسی كاربران به فرهنگ های دیگر تدارک می كند، خود نوعی فرهنگ یا خرده فرهنگ است كه همه ‌فرهنگ ها را در بر می‌گیرد.
اینترنت محیط، ابزار و تعاملات خاص خود را دارد كه با محیط ، ابزار و تعاملات فضای غیر مجازی کاملا متفاوت است. این بدان معناست که اینترنت به خودی خود و بدون در نظر گرفتن فرهنگ‌های بیگانه ای كه ممکن است یك فرهنگ خاص با آن ها در ارتباط باشد، عامل موثری در ایجاد تغییر درون فرهنگی است.
این فناوری به وضعیت بحرانی (شاید منظورتان "نقطه عطف" باشد) خود نزدیك می‌شود ، كاربران اینترنت ، همین كه تعدادشان به حد لازم رسید، فرهنگ خود را كه ریشه در ارتباطات جهانی دارد به وجود خواهند آورد . بدین ترتیب کاربران، اجتماعات و گروه های خاصی را سازماندهی می‌كنند؛ حتی طبقه‌بندی ظاهری اعضا هم به منظور تعیین هویت درون فرهنگی یا برون نگری است.
یعنی رفتار های انسانها را بر اساس آنچه كه در اجتماع انجام می دهند(بازتاب‌های رفتاری افراد) ، طبقه بندی می كنند . به عنوان مثال ؛ ممكن است افرادی از وسایل عمومی برای تردد خود استفاده كنند كه این عمل (رفتار) در یك طبقه بندی خاص قرار می گیرد و یا اینكه افرادی از ماشین شخصی خود استفاده می‌كنند كه باز در طبقه بندی ویژه خود در نظام طبقه بندی ظاهری افراد یك اجتماع قرار می گیرند.
عوامل خارجی كه منجر به شكل گیری و تغییر فرهنگ ها می شوند می توانند ریشه در فرهنگ غالب یك جامعه داشته باشند؛ جائیكه افراد یك جامعه از شركت موثر در روند سیاسی، از ایفای نقشهای ارزشمند در پیكره ی جامعه گرفته تا مقدار سهمی كه از سود اقتصادی ملی آنها حذف می شود !چیزی در این جا حذف شده است!. از سوی دیگر گروه‌های محروم شده به وسایل و روش‌هایی برای مقابله با این محرومیت نیاز دارند.
باید گفت كه اینترنت، با ارائه وسایل و روش هایی که جایگزین محرومیت های موجود در یک جامعه می شود به شکل‌گیری هویت فردی هم کمک می کند. از این نظر اینترنت در تمامی فرهنگ های حاکم و در بین اقلیت های محکوم نقش واحدی خواهد داشت.
اینترنت نخستین محصول تكنولوژی غرب نیست كه در مقیاس جهانی مورد استفاده قرار می گیرد،اگر چه اولین محصولی است كه بر قراری ارتباط تعاملی و در سطح عامه را میان كاربران غربی و غیر غربی را میسر ساخته است .
مدرن سازی جوامع طبق تعریف جنبشی است معطوف به اولویت یافتن حرفه ها و تفکیک نقش ها، وابستگی آحاد جامعه به رسانه های گروهی به جای گفت و گو های محلی و فردگرایی به معنی استقلال از مکان جغرافیایی كار. به عبارت روشنتر مدرن شدن به این معنی است که هدف اصلی زندگی فعایت و تولید اقتصادی است نه تفریح، و این که رسانه‌های جمعی، نه افراد محلی، منبع اصلی اخبار هستند.
البته باید دقت داشت که اینترنت رسانه ای جمعی نیست ، حداقل نه به صورتی كه به عنوان منبع ارتباطات یك جانبه تعبیر شود؛ یعنی صرفا فهرستی از مطالب نیست كه بیننده هیچ كنترلی بر آنها نداشته باشد.
اینترنت "غیبت كردن های محلی " را بصورت راهی برای جمع آوری اخبار درآورده است. اما دقت داشته باشد که در اینجا واژه ی" محلی" به معنای تمام جهان است، تمام مکان جغرافیایی ای كه تحت پوشش اینترنت قرار دارد.
یكی از ابعاد كاربری اینترنت این است كه عضویت افراد ، در آن پنهان می‌ماند. بعد دیگر استفاده از اینترنت ناشناخته ماندن سر نخ ها و منابع قدرت است. به علاوه، اینترنت امكان دسترسی اعضای یك خرده فرهنگ را به یكدیگر فراهم می آورد، اعضایی كه بدون اینترنت ، حتی از وجود یكدیگر هم اطلاعی نداشتند. هنگامی‌كه این افراد متوجه خدماتی می‌شوند كه اینترنت می‌تواند به آنها بكند، سعی می كنند از آن بهره برند.
نحوه استفاده این افراد از اینترنت و وابستگی آنها به این امکان، حتی بیش از اتکای ایشان به جریان اصلی فرهنگ خودشان خواهد بود. یکی از دلایل عمده این موضوع این است که اینترنت امکان دستیابی به چیز های زیادی را برای ایشان فراهم می کند، چیزهایی که اساسا فرهنگی که این افراد به آن تعلق دارند در اختیارشان قرار نمی دهد.
در اینترنت تفاوتهایی چون زبان ، شیوه نوشتار و ملیت می تواند مهم باشد. به عنوان نمونه، زبان امری تعیین کننده است ، بر اساس نظر گوته، ترجمه از یک زبان به زبانهای دیگر امریست ضروری، مهم و در عین حال غیر ممكن.
در حال حاضر، ترجمه متنی از یک زبان به زبان دیگر بوسیله كامپیوتر امكانپذیر شده است. اما ترجمه فرهنگی چیز دیگری است و بنا به تعریف قادر ساختن فرهنگ ها به درك متقابل یکدیگر است؛ و این شامل تغییر حداقل یكی از فرهنگها می شود.
در هر فرهنگ در خصوص محاوره و گفت وگو های افراد قوانین خاصی وجود دارد. این قوانین در ارتباطات اینترنتی نادیده گرفته می شود. اینترنت همبستگی "درون گروهی" را كاهش می دهد، گفتگو با اعضای بیگانه را آسان می كند، و در نتیجه ارتباطات "برون گروهی" یا "بین گروهی" را تسهیل می کند.
متکی نبودن بر ارتباط رو در رو طبیعت ارتباط اینترنتی را متفاوت کرده است. حضور فیزیكی در روابط متقابل باعث افزایش انگیزه و هوشیاری می‌شود، اما ارتباطات كامپیوتری منجر به هوشیاری روانشناختی نمی شود. در ارتباطات كامپیوتری قوانین مختلفی و خاص خود بكار برده می شود و نتایج متفاوتی هم از این طریق به دست می آیند.
اینترنت به عنوان رسانه‌ای که می تواند به کار تامین مقاصد سیاسی بیاید یا عاملی برای رشد اقتصادی باشد، می تواند موجبات تغییرات فرهنگی را فراهم کند. از این جهات، اینترنت به افراد میدان می دهد تا عقاید ، نظریات و ارزش هایشان را به دیگران عرضه کنند و به این ترتیب به آنها امكان می دهد كه بهترین بهره را از این ابزار ببرند.
این بهره برداری ها می تواند بصورت فروش اینترنتی كالا به افرادی باشد كه آنها را نمی‌بینید و یا یشکل فراهم آوردن تسهیلات برای مردمی باشد كه چیزی در باره موقعیت و جایگاه اجتماعی آنها نمی دانید. بدین ترتیب توسعه اینترنت ، لزوما به این معناست كه مهارتهای گوناگون بدون در نظر گرفتن ارزش های اصلی فرهنگی ، اهمیت پیدا می کنند.
درارتباطات گروهی اینترنتی مشاركت در بحث های گروهی ، بیشتر از رابطه رو در رو است . به این ترتیب احتمال تسلط یا تفوق یك فرد بر سایرین كمتر خواهد بود. در بحث های اینترنتی زمان رسیدن به اتفاق نظر بیشتر و اظهارات رد و بدل شده میان كاربران كمتر است. این، شاید به این دلیل باشد كه این نوع ارتباط نه به طور كامل نوشتاری و نه کاملا گفتاری است، بلكه جایگاهی میان این دو نوع ارتباط دارد . در جریان آن دسته از ارتباطات گروهی كه به وسیله كامپیوتر انجام می شود ، نظر افراد به میزان قابل توجهی با نظرات اولیه آن‌ها فرق پیدا می کند.
شاید افزایش توانایی‌های كاربران اینترنتی در پذیرش فرهنگ و نوع تعامل ارتباط اینترنتی ، باعث شود این نوع فرهنگ بر روی نظام اجتماع واقعی تاثیر گذاشته و فشار اجتماعی و اتفاق نظر ها در رای گیری‌ها را كاهش دهد.
بعلاوه ارتباطات اینترنتی به افراد امكان این تجربه را می دهد كه در بحث هایی كه صرفا ضرورت اجتماعی ندارد نام یكدیگر را بخوانند و به راحتی از دشنام و كلمات توهین آمیز استفاده كنند .
بدین ترتیب گفتگو ها و بحث های اینترنتی زبان خاص افراد بلند پایه را با زبان افراد پایین دست ادغام می كند .در بحث های اینترنتی ، از آنجا كه امکان اعمال نفوذ و قدرت یك فرد بر سایرین كاهش می یابد "قانون اكثریت" اعمال می شود.
این قانون جایی اجرا می شود كه هدف ، قضاوت در باره ی موضوعی خاص است ، یعنی تصمیم گیری نهایی ، نوعی نظر خواهی است که در آن گروه اكثریت قدرت بیشتری دارند. بنابراین امكان گرایش سایر اعضا به سمت این گروه بیشتر از دوری گزیدن از آن است.
در تصمیم گیریهای بعدی ، تجربه عاملی است كه سرعت تصمیم‌گیری نهایی را افزایش می‌دهد.
باید اضافه كرد كه عاملی چون؛
▪ گستره ی زمانی تعامل
▪ هدف و مقصود تعامل
▪ نوع مشاركت
▪ تكرار پذیری ارتباط
▪ قدرت و جایگاه نسبی افراد
▪ میزان الفت آنان
▪ تعادل در تعداد افرادی كه به عنوان موافق و مخالف بحثهای اینترنتی شركت می كنند
▪ خصوصیات مورد توجه آنها
همه عوامل فوق در اثر گذاری ارتباطات بر طرز تفكر و ارزش های افراد نقش دارند. و كسب این تجربه های فوق در دنیای مجازی در نوع خود یك تغییر فرهنگ در نظام اجتماعی دنیای واقعی را به ارمغان می آورد.
دكتر جرمی استنگروم Jeremy Stangroom , Ph.D ، دكترای علوم نظری اجتماعی و متخصص فناوری ارتباطات و اطلاعات IT ، در مورد ارتباط انسانی از طریق آنلاین دیدگاه خاصی دارد.
او معتقد است که طبق نظر اندیشمندان بسیاری که در باره اینترنت نوشته اند ارتباط افراد از طریق اینترنت در مقایسه با انواع روزمره ارتباط که با حضور فیزیكی افراد همراه است از جهات و بشیوه های مختلفحالتی تقلیل یافته دارد .
برای مثال هیوبرت دریفوس فیلسوف معاصر آمریكایی و استاد دانشگاه بركلی در كتاب خود با نام " در باب اینترنت" استدلال می كند كه : "درك ما از واقعیت ، اشیا ، افراد و توانایی ما در برقراری ارتباط موثر با آنها، به شیوه ای كه بدن ما بی سرو صدا در پس زمینه عمل می‌كند ، ارتباط دارد . توانایی بدن در دستیابی به چیز ها ، قوه درك ما از واقعیت كاری كه انجام می دهیم و یا آماده ایم كه انجام دهیم ، بسیار است . همه این امور را بدن بی هیچ دردسری ، به شكلی فراگیر و موفق انجام می دهد. و ما بندرت متوجه انجام چنین اموری می شویم .
در ارتباطات رو در رو و در هنگام ملاقات با دیگران ما می‌توانیم تا حدودی نسبت به آن‌ها اطمینان بدست بیاوریم ولی در روابط آنلاین این امر امكان پذیر نیست .
در فضای مجازی می توان بدون حضور فیزیكی ارتباط برقرار كرد ولی امكان ارتباطی كامل از این نوع در فضای اینترنت ناممكن است. امكان فریبكاری آشكار در یك موقعیت مستقیم و رو در رو به حداقل می رسد ولی فریبکاری برروی اینترنت بسیار آسان است .در اینترنت می‌توان افراد را با خلق شخصیت هایی كاملا تخیلی فریب داد، ولی این امر در دنیای غیر مجازی بسیار مشكل است. بنابراین روابط اینترنتی در مقایسه با روابط "واقعی" (رو دررو) همراه با حضور فیزیكی ، روابطی ضعیف هستند.
نكته قابل توجه در ارتباط اینترنتی این است كه خصوصیاتی از قبیل ؛ سن ،جنسیت، نژاد، لهجه، طبقه اجتماعی، جذابیت چهره، سبك لباس پوشیدن، جذابیت فیزیكی، هوش، تیپ و .... معیار قضاوت ما در باره افراد در دنیای غیر مجازی قرار می گیرد.اما این معیارها در دنیای مجازی اینترنت عمدتا این گونه معیارها نیستند. پس مسئله مشخصه اصلی ارتباطات اینترنتی فقدان رابطه "رو در رو" و نبود حضور فیزیكی است كه فریبكاری و جعل هویت واقعی را ممكن می كند . از طرف دیگر، ارتباطات اینترنتی مانع گرایش به كلیشه پردازی و هویت سازی می شود.
اگر با كنترل جنبه هایی از شخصیت خود در ارتباط های آنلاین بتوانیم از پیشداوری بر اساس كلیشه‌های موجود و بی دلیل خودداری كنیم ، آنگاه امكان دارد ارتباطات اینترنتی ، حداقل در بعضی از موارد نسبت به اغلب ارتباط‌های روزمره همراه با حضور فیزیكی كمتر مجازی (تحریف شده) و بیشتر "واقعی" باشد.

هیچ نظری موجود نیست: