۹.۰۵.۱۳۸۹

باید و نباید در فضای بیکران

از آنجا كه فناوری اطلاعات تحولات سیاسی - اجتماعی وسیع و شگرفی را پدید آورده است ، مشكلات اخلاقی جدید و منحصر به فردی دراین حوزه ایجاد شده كه نیازمند رسیدگی است.
فناوری اطلاعات نه تنها در شیوه افعال و اقدامات روزمره ما تاثیر می گذارد، بلكه علاوه بر آن تلقی ما از آنها را نیز تغییر داده است. برخی از مفاهیمی كه در حوزه فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی كاربردی خاص داشته اند با پیشرفت فناوری اطلاعات دچار چالشهایی شده اند كه از آن جمله می توان به مفهوم مالكیت ، مفهوم حریم خصوصی ، مفهوم توزیع قدرت ، مفهوم آزادی های اساسی و مفهوم مسوولیت اخلاقی اشاره كرد.
متخصصان امور رایانه چه مسوولیت های اخلاقی دارند؟ اگر یك نرم افزار رایانه ای خطا كند چه كسی را باید سرزنش كرد؟ آیا ایجاد اختلال در برنامه ها كاری غیر اخلاقی است؟ آیا كپی برداری از برنامه ها وقتی صاحبان آن اجازه نداده باشند كاری خطا و ناصواب است؟ اینها بخشی از پرسشهایی است كه در حوزه اخلاق فردی و نهادی فناوری اطلاعات مطرح می شود. در فناوری اطلاعات همچنین پرسشهایی مربوط به سیاست های دولت مطرح می شود. مانند این كه آیا افراد آزاد باشند تا از راههایی چون شبكه اینترنت سخنان خویش را آزادانه مطرح كنند یا محدودیت هایی كه در نشر فیزیكی چون نشر كتاب و روزنامه در سیاست های دولتی است درباره شبكه ها نیز باید اجرا شود؟ این پرسش بیشتر از آن نظر مطرح می شود كه شاید ما در نشر كتاب و روزنامه كه در محدوده قدرت دولتها صورت می گیرد سختگیری یا تساهل كمتر یا بیشتری داشته باشیم نسبت به اطلاع رسانی از بیرون مرزها كه از طریق اینترنت صورت می گیرد. با توجه به امكان دسترسی افراد مختلف به اطلاعات موجود در رایانه هایی كه به شبكه متصلند، دولتها باید چه سیاست ها و عملیاتی را در خصوص حفظ حریم خصوصی افراد از قبیل بایگانی نامه های ارسالی و وارده اشخاص صورت دهند و مسوولیت مدنی ایشان دراین زمینه چیست؟ مسائلی از این دست موجب شده است عنوان تحقیقی با نام اخلاق فناوری اطلاعات در اخلاق كاربردی جای خود را باز كند. اینك توضیح بیشتری درباره برخی زمینه های بحث در این عنوان تحقیقی می پردازیم.
● مطالعات فلسفی در حوزه اخلاق
فناوری اطلاعات امروز اشخاص با هویتهای مجازی در فضای الكترونیكی ظاهر می شوند، با یكدیگر به گفتگو می نشینند و با هم قول و قرارهایی می گذارند و گاهی غافل می شوند كه ممكن است با كسی سخن گویند كه كاملا هویتی جدای از آنچه بروز داده ، دارد. این یك هویت مجازی است ؛ هویتی كه البته كاربردهای خاص خود را در محیط الكترونیك دارد و می تواند كارآمدی خاص خود را نیز داشته باشد. این هویت مجازی می تواند در پی اهدافی شوم یا ناصواب باشد. بیچاره آن پسر نوجوانی كه گمان می كرد دوستی در آن سوی دنیا برگزیده است ، اما ممكن است روزی روشن شود كه این دوست فردی در خیابان پایینی شهر خودش است.
فرض مقابل این است كه چنین هویت مجازی می تواند در پی اهدافی ارزشمند پدید آید. به یاد بیاوریم كه حضرت امیر علیه السلام وقتی در صدد اعطای غذا به مستمندان به اطراف شهر كوفه می رفت ، روی خود را از فقرا می پوشاند تا او را نشناسند و هویتشان مخفی بماند. اخفای هویت از نگاه اسلام گاهی ارزشمند است. امروز فضای سایبراین امكان را به طور بسیار قطعی تری در اختیار ما قرار داده است.
امروز كسی نمی تواند مانند دیروز یكباره از هویتهای پنهان نقاب بر كشد. برخی معتقدند بحث از اخلاق فناوری اطلاعات دارای عناصری منحصر به فرد است و همین موضوع در مواجهه با فضای سایبر یا محیطهای شبكه ای یا به طور كلی رایانه ما را ملزم می كند كه توجهی اختصاصی به مسائل آن داشته باشیم. چون گفته های ارزشی پیشین یا توصیه های گذشته برای این مباحث كافی نیست ، ما در مواجهه بااین معضلات دچار یك خلا مفهومی هستیم و مفاهیم موجود در نظریات سنتی و نیز اصول حاكم بر آنها برای حل مشكلات اخلاقی ای كه فناوری اطلاعات موجب آن شده ، كافی نیست ؛ برای مثال ، آنچه مفهومی از ملكیت و شی بودن است كه می توان بارها و بارها آن را دزدید و در عین حال همچنان در دست صاحبش باشد؟ این مفهوم از ملكیت درك و فهم سنتی از ملك و مالكیت را دچار چالش می كند. اینجاست كه تامل صرف در باب ارزشها مشكل گشا نیست ، بلكه باید این خلا مفهومی را نیز پر و در تعریف آنها نكات جدیدی را گوشزد كرد. باید مفاهیم و اصول اخلاقی را طوری گسترش داد كه موقعیت های نوظهور را پوشش دهد.البته ممكن است قائل شویم كه بر خلاف رای ایشان ، مفاهیم تغییر نكرده اند بلكه مصادیق هر مفهوم متعدد و متنوع شده است. یا قول سومی در اینجا ابداع كرد. اینك در صدد نقد آرائ منقول نیستم و بیشتر در صدد آنم كه اصل موضوع و مساله تنقیح شود و راه برای مباحثات بعدی در این زمینه باز بماند. در بندهای بعد به طرح یك مساله از مسائل فلسفی كه غالبا در ذیر این بحث می آید بسنده می شود.
● حریم خصوصی و فناوری اطلاعات
امروزه فناوری اطلاعات ذخیره سازی اطلاعاتی را ممكن كرده است كه در گذشته جز با انبارهایی بزرگ از پرونده های قطور ممكن نبوده است. اما این امر كمی تنها خصوصیت عصر اطلاعات نیست. امروزه فناوری اطلاعات بازیابی اطلاعاتی را میسور ساخته كه در گذشته گاهی ممكن نبوده و گاهی بسیار مشكل بوده است. به یاد دارم كه در سال اول طلبگی وقتی با كتاب شریف بحار الانوار آشنا شدم وهر شب بخشی از آن را مطالعه می كردم در صدد برآمدم تمام موارد آیاتی را كه در احادیث این كتاب آمده است ، فهرست كنم تا پس از یكبار فهرست برداری و سپس منظم كردن فهرست ها بتوانیم هنگام مراجعه به هرآیه موارد وقوع آیه در احادیث بحار الانوار را به راحتی بیابیم. وقتی بخشی از كار را به انجام رساندم حجم وسیع كار و دشواری طبقه بندی اطلاعات و بازیابی فیشهای استخراجی مرا از ادامه كار بازداشت و چه خوب شد كه ادامه ندادم ، چون امروز همین كار با برنامه نرم افزاری جامع الاحادیث - نور ۲.۵ براحتی نه تنها در مجلدات بحار بلكه در تك جلدهای آن و حتی تك تك منابع این كتاب كه بیش از ۱۰۰ عنوان كتاب است ، فراهم آمده است. كاری كه فهرست سازی دستی آن سالها به طول می انجامید و خطاهای انسانی در آن بسیار محتمل بود امروزه با دقت بسیار بیشتر و كمیتی قطعی تر به آسانی چند بار تقه زدن بر روی كلید موشواره است.
اطلاعات موجود در شبكه ها آنقدر وسیع و گسترده شده كه امروزه در صددند برنامه هایی تدوین كنند تا از این همه اطلاعات چگونه آنها را كه به كار افراد مختلف می خورد گزینش كنند. این دنیای جدیدی است كه با یك مهبانگ جدید به وجود آمده و در این انفجار اطلاعات بیش از آنچه در تصور بشر چهل سال قبل می گنجد اطلاعات جمع آوری شده است. چگونه و چه كسانی از این اقیانوس اطلاعات استفاده كنند؟ اما وقتی این اطلاعات راجع به اشخاص باشد پرسشهایی جدی و پیچیده در باب حریم خصوصی ایشان پیش می آید.
در زمینه تاثیرات فناوری اطلاعات بر حریم خصوصی مقالات و كتب زیادی به نگارش در آمده است. حریم خصوصی چیست و چه حد آن لازم است از سوی افراد دیگر حرمت نهاده شود؟ نهادها چه وظایفی در باب حفظ حریم خصوصی افراد دارند؟ آیا می توانند اهداف نهادی خود را بر حفظ حریم خصوصی افراد مقدم دارند؟ آیا دولتها می توانند حریم خصوصی افراد را نقض كنند؟ اگراین حكم استثنایی دارد (كه دارد) ملاك آن چیست و چه كسی در باب مصادیق این احكام استثنایی و ملاكهای آن داوری می كند یا باید بكند؟ بسیاری از افرادی كه دراین موضوع قلم زده اند، اذعان دارند كه اگر افراد بخواهند در جامعه ای خاص زندگی كنند، برخی اطلاعات خصوصی ایشان از قبیل سن ، محل زندگی ، محل تولد و مانند آن برای جریان موثر كارهای دولتی و نیز ارتباطات روزمره طرفینی در آن جامعه لازم است. این یكی از قدر متیقن های عدم لزوم حفظ حریم خصوصی است ؛ اما نوع اطلاعاتی كه برای این دو موضوع لازم است و نیز محدوده و گستره آنها بحث انگیز و مورد اختلاف است.
فناوری اطلاعات موجب شده است كه پرسشهای مطرح دراین زمینه پاسخهایی فوری طلب كند. از آن جهت كه قدرت فناوری در ذخیره سازی اطلاعات و بازیابی آنها فوق العاده است. شاید بعضی وقتها در محاورات خصوصی چیزی را بگوییم كه امید داشته باشیم شنوندگان آن را به فراموشی بسپارند یا چیزی را بنویسیم كه بعدها از آن پشیمان شده و امیدوار باشیم خوانندگان برگه های ما را لابه لای دیگر برگه های متعدد و متفرق بایگانی خویش گم كنند و دیگر به خواندن آنها مبادرت نورزند. ولی فناوری اطلاعات به همه این امكان را می دهد كه همه اطلاعات حال و گذشته را به نحوی سامانمند بایگانی و ذخیره كنند و هر وقت آن را لازم داشتند فورا آن را بیابند. ازاین جهت اگر حریم خصوصی شما در زمان و مكانی خاص افشا شود، امید نداشته باشید كه كاربران رایانه ها آن را فراموش كنند، چرا كه فناوری اطلاعات این امكان را سلب كرده است. این كه شما چه چیزهایی خریده اید و از كجا آنها را تهیه كرده اید، پولش را از كجا آورده اید، چقدر به چه كسی اهدا كرده اید و از چه كسی چه انتظاراتی دارید و با چه كسانی نامه پراكنی می كنید و مراوده دارید، همه و همه در دنیای سایبر درون بلندگوهایی پخش می شود كه اولا امكان شنیدن آن برای همه هست و ثانیا هرگز آوای مكرر و باقی آنها خاموش نمی شود و تازه هر روزه با هر عملیات الكترونیكی شما بر حجم آنها اضافه می شود.
● حریم خصوصی ؛ منطقه بی دفاع
امروزه حریم خصوصی اشخاص در معرض خطراتی است كه پیش از فناوری اطلاعات هرگز پیش نمی آمده است ، همان طور كه پیش از پیدایش فناوری الكتریسته هیچ كس در معرض خطر برق گرفتگی نبوده است. حال باید مواظب باشید جرقه الكترونیك گرفتگی ، حریم خصوصی شما را به آتش نكشد! چه كسانی در قبال این خطرات پیش آمده مسوولیت دارند؟ مسوولیت افراد، نهادها، و دولتها در قبال این خطرات چیست؟ با چه تدابیری بایداین احساس عدم امنیت را كاهش داد؟ در اروپا در دهه ۱۹۶۰ بیشترین دلواپسی در مورد نقش دولت درایجاد و استفاده از پایگاه داده های حاوی اطلاعات شهروندان بود. گرچه حفظ اطلاعات نزد دولتها امر جدیدی نبود، ولی اسناد رایانه ای درصد امكان ردیابی افراد را فوق العاده افزایش داده بود. پایگاه داده ها جایگزین پرونده های قطور شد، همه جا می شد یك رونوشت آنها را بدون نیاز به فضایی خاص تكثیر كرد. در نتیجه دولتها امكان بیشتری برای استفاده از آنها پیدا كردند كه در گذشته برایشان به صرفه نبود یا بودجه آن را نداشتند. اشتیاق روزافزونی در دولتها پدید آمد كه هر چه بیشتر اطلاعات زیادتری را از افراد ذخیره كنند تا هنگام نیاز آن اطلاعات را بازیابی كنند. از اثر انگشت گرفته تا نشانی منزل و فامیل ها و شغلها و روابط اجتماعی و فعالیت های سیاسی و جاهایی كه سفر كرده و نكرده و...

هیچ نظری موجود نیست: