۱۰.۰۷.۱۳۸۹

زندگی در دنیای خلاقیت

ما همه آرزوی زندگی در دنیایی هیجان انگیز را داریم. دنیایی که هر روز همراه با نوآوری و خلاقیتی شگفت باشد. جایی که انسان بتواند دور از دغدغه های روزانه در محیطی با آرامشی ژرف به کار و خلاقیت بپردازد و مجبور نباشد هر لجظه به ساعتش نگاه کند تا ببیند چه زمانی ساعت کارش به پایان می رسد و باید به خانه برگردد.
شاید چنین مکانی به نظر غیرقابل دستیابی باشد، اما آیا جایی در این زمین هست که انسان هر روز بتواند این خلاقیت را تجربه کند؟ مدیران گوگل معتقدند دفتر این شرکت ، معروف به گوگل پلکس در ماونتن ویو و همچنین دفتر محله مانهاتان این شرکت چنین جایگاهی است. این روزها گوگل تبدیل به چنان غول بزرگی شده است که کمتر کسی می تواند تصور کند ۱۰ سال پیش چنین شرکتی و چنین نامی اصولا وجود خارجی نداشت. ژانویه ۱۹۹۶ دو دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه استنفورد تحقیق خود روی روشهای جستجو در محیط شبکه را به عنوان تز دکترای خود انتخاب کردند.
شاید هیچیک از آنها تصور این را هم نمی کرد که ۱۰ سال بعد، این ایده تحقیقاتی به غولی عظیم در جهان رایانه و شبکه تبدیل شود. داستان گوگل داستان خلاقیت است. از ابتدای کار لاری پیج و سرگئی برین ، رویای بزرگی در سر داشتند. جاه طلبی آنها را می شد از نامگذاری سایتشان دریافت. گوگل تغییر حروف یافته کلمه گوگول به معنی عدد ۱۰ به توان ۱۰۰ است. اما آنها آموخته بودند که باید با گامهای کوچک به هدف نزدیک شوند. به همین دلیل هدف و شعار خود را سازماندهی اطلاعات جهانی و قابل دسترس نمودن سودمند آنها اعلام کردند.
آنها به جای این که یک سایت شلوغ مثل یاهو عرضه کند، تنها یک صفحه ساده برای جستجو عرضه کردند که همین باعث می شد بسیاری از کاربران بسرعت به نتیجه خود دست یابند. آنها به جای این که دست به شلوغ کاری های مرسوم بزنند، کوشیدند تعدادی از بهترین متخصصان را استخدام کنند. چندی بعد یاهو جستجوی خود را تحت پوشش گوگل انجام داد. اما اگر گوگل می خواست قدم در دنیای رقابت با غولهای بی رحم صنعت تازه رشدیافته وب بگذارد، باید از نظر مالی خودکفا می شد و این کاری بود که امید کردستانی برای مجموعه گوگل انجام داد. امید ایرانی تبار که در ۱۸ سالگی ایران را به مقصد سن خوزه ترک کرده بود و مدرک مهندسی الکترونیک خود را از این دانشگاه گرفته بود، توانست تنها در مدت ۱۸ ماه که در شرکت نت اسکیپ فعالیت می کرد، عایدی این شرکت را از ۸۸ میلیون دلار به ۲۰۰ میلیون دلار برساند. مدیران گوگل قدر او را می دانستند و او را به خدمت خود درآوردند تا انقلابی در عرصه تبلیغات مجازی رخ دهد.
او با معرفی آگهیهای متنی در کنار صفحات که بعدا به سیستم های ادسنس و اد وردز گسترش یافت ، کاری کرد که گوگل نبض تبلیغات محیط وب را در دست بگیرد و یکباره خود را در جاده بی بازگشت موفقیت ببیند. یکی از رموز موفقیت گوگل شناخت و استخدام چنین استعدادهایی است. مردی که موفقیت را برای گوگل به ارمغان آورد، در سال ۲۰۰۶ به عنوان یکی از ۱۰۰ انسانی که شکل و فرم زندگی روی زمین به دست آنها شکل می گیرد، شناخته شد.اما گوگل حاضر به درجا زدن نبود. برای گوگل رشد بسیار مهم بود و ایده های آینده نگرانه اعضا باید تامین می شد به همین دلیل مدیران تصمیم گرفتند هر سال محصولی جدید و بنیادی را به جهان معرفی کنند. خدماتی که این روزها همه ما از آنها استفاده می کنیم. طرحهای گوناگونی از سرویس خبری گرفته تا سرویس دهنده وبلاگ ها، تنظیم کننده تصاویر، نقشه جهان ، کاوش ماهواره ای زمین ، ماه و مریخ ، سرویس ایمیل بی نظیر جی میل ، سرویس ارتباط مردمی اورکات ، ادیتور آنلاین ، ارائه ویدئوهای رایگان ، کتابخانه دیجیتال ، جستجوی اسناد علمی و... اما چگونه می توان باور کرد یک شرکت در عرض کمتر از ۱۰ سال به چنین موفقیتی دست یافته باشد؟ راز این کار به قوانین خلاقیتی بازمی گردد که در کار گوگل وجود دارد.
مدیران گوگل فهمیده اند که اگر می خواهند موفق باشند، کارمندان آنها باید راضی باشند و در محیط کار احساس راحتی کنند. طرح کمپ گوگل یا گوگل پلکس واقع در منطقه مانتن ویو در نزدیکی سن خوزه بر این اساس شکل گرفت. این کمپ که نام خود را از تغییر واژه گوگول پلکس به معنی عدد ۱۰ به توان ۱۰۰ گرفته است ، در مساحتی معادل ۴۷ هزار و ۳۰۸ مترمربع بنا شده است و سعی شده در آن همه چیز برای بروز خلاقیت آماده باشد. حدود نیمی از انرژی بنا با کمک صفحات خورشیدی تبدیل می شود تا این بنا به بزرگترین بنای جهان بدل شود که مصارف انرژی خود را از طریق سوختهای غیرفسیلی تامین می کند. نمونه هایی از طرحهایی که موجب برانگیختن ایده ها می شود، در این مجموعه به چشم می خورد. یک اسکلت کامل دایناسور و یک ماکت از اسپیس شیپ وان ، همان سفینه فضایی خصوصی که توانست با پرواز موفق خود جایزه انصاری را به خود اختصاص دهد. اگر وارد این مجتمع شدید، گمان نخواهید کرد در یک شرکت تجاری و فنی مهم قرار دارید.
حجم انبوهی از مبلهای راحتی ، دکورهای رنگی و هیجان انگیز، بوفه ۲۴ ساعته ای که همیشه برای شما املتهای معروف گوگل و غذاهایی با کالری های تعیین شده و نوشیدنی های غیرالکلی را آماده سرو دارد، به شما خوش آمد خواهد گفت. مدیران این مجموعه عظیم با کمک روروک در ساختمان حرکت می کنند و جلسات مهم در کنار میز پینگ پونگ برگزار می شود. اتاقهایی شامل بازیهای کامپیوتری ، لوازم ورزشی ، یک پیانو برای تمرین و نواختن موسیقی ، یک سالن فوتسال و چندین استخر در محوطه باز و درون سالنهای کاری تدارک دیده شده تا خستگی کار را از تن کارمندان به در کنند. گروهی از متخصصان ماساژ آماده اند هر زمانی که کارمندان چند ساعتی را پشت رایانه های خود به کار مشغول بودند، با ماساژ آنها مانع بروز دردهای عضلانی شوند و بازده آنها را افزایش دهند.
یک تیم پزشکی کامل ۲۴ ساعته در گوگل حضور دارند و آماده انجام خدمات خود هستند. شاید به همین دلیل باشد که کارمندانی که در شرایط عادی باید ۸ ساعت در روز را صرف کار کنند، حداقل روزی ۱۴ ساعت از وقت خود را به طور مفید در گوگل به کار می پردازند و گوگل تبدیل به غول عظیمی می شود که امروز وجود دارد. جالب این است که در گوگل این روزها حقوق خیلی بالایی پرداخت نمی شود در عوض کارمندان سهامدار گوگل شده اند و درآمد اصلی آنها از همین سهام است و چون می دانند که اگر بد کار کنند سهامشان سقوط خواهد کرد و درآمد آنها هم کاهش می یابد با جان و دل کار می کنند. تاریخ تولد یک غول ایده گوگل که در ابتدا به نام BackRub معروف شده بود، ایده نسبتا جدیدی در جستجوی سایتهای موجود در شبکه را مطرح می کرد.
آنها می خواستند سیستم جستجوی آنها نتایج را بر مبنای اعتبار مرجعیت سایتها مشخص کند به این معنی که اگر دو سایت دارای کلید واژه های جستجوی شما باشد، آن گاه سایتی بالاتر خواهد بود که تعداد سایتهای بیشتری به آن پیوند خورده باشد و یا به عبارت دیگر لینکهای بیشتری به آن سایت رفته باشد.این ایده ابتدا در یک زیردامنه به نام google.stanford.edu متعلق به دانشگاه استنفورد امتحان شد. اما تاریخ تولد گوگل را باید ۱۴ سپنامبر ۱۹۹۷ دانست که دامنه معروف google.com ثبت شد و یک سال بعد یعنی ۷ سپتامبر ۱۹۹۸ شرکت گوگل ثبت شد و کار خود را در یک گاراژ متعلق به یکی از دوستان لری پیج و سرگئی برین ، بنیانگذاران گوگل آغاز کرد.
براستی چه کسی فکر می کرد در کنار غولهای بزرگی چون مایکروسافت ،!Yahoo ، Altavista و دیگر جستجوگرهای قدرتمند، شبکه Google یکشبه ره صد ساله رود و ظرف کمتر از ۱۰ سال از گاراژی کوچک به مجموعه عظیم گوگل پلکس نقل مکان کند و از سوی نشریه فورچن به عنوان رویایی ترین شرکت جهان برای کار معرفی شود؟ به عبارت دیگر، آنها هرگز فکر نمی کنند که برای دیگران کار می کنند و این احساس وجود دارد که آنها صاحب کار خود هستند. نکته جالب دیگر در این میان آن است که زمانی که برخی اعتراض می کردند که حقوق کارمندان در گوگل پایین است سرگئی برین و لری پیج حقوق خود را معادل ۱ دلار در ماه قرار دادند تا نشان دهند با کار خوب می توان تنها از طریق سهام ثروتمند شد.
اینک آنها با حقوق ۱ دلار در ماه به ترتیب با دارایی ۱۴.۱ و ۱۴ میلیارد دلار در رده ۱۲ و ۱۳ ثروتمندترین مردمان جهان قرار دارند. اما فراهم آوردن شرایط سخت افزاری تنها راه بروز خلاقیت نیست و ایده های نرم افزاری نیز در این میان دخیلند. کارمندان گوگل هر هفته خود را با مشارکت در یک طوفان ذهنی الکترونیکی شروع می کنند. هر کسی پیشرفت کارها و ایده های خود را به یک گروه اینترنتی ارسال می کند و دیگران نظرات خود را درباره آن ارائه می کنند. به این ترتیب هر هفته هر طرحی به همراه مجموعه ای از ایده های جدید پیگیری می شود. یکی از ایده های موثر دیگر گوگل قانون ۲۰ درصد زمان است در این طرح شما اجازه دارید ۲۰ درصد از وقت کاری خود را در گوگل که بابت آن حقوق دریافت می کنید (معادل یک روز کامل در هفته )، صرف طرحها و ایده های شخصی خود کنید و در نهایت گوگل اجازه خواهد داشت با حفظ مالکیت معنوی شما و حفظ حقوق مادیتان از آن ایده ها برای پیشرفت خود بهره ببرد.
شاید باورش سخت باشد، اما طرحهای بحث انگیز و عالم گیری چون اورکات یا جی میل یا طرح تبلیغاتی ادسنس با کمک گرفتن از همین طرحهای شخصی ۲۰ درصدی به نتیجه رسیده اند. متخصصان موفقیت گوگل را در ۱۰ اصل کاربردی که بر این شرکت حکمفرماست ، خلاصه می کنند. قانون اول این است که بگذارید همه احساس کنند در انتخاب ها نقش دارند، برای همین زمانی که قرار است شخص جدیدی به مجموعه اضافه شود و از او مصاحبه به عمل آید، گروه کثیری از کارمندان فعلی در آن شرکت می کنند و نظر خود را درباره همکار جدید اعلام می کنند.
آنها معتقدند به این ترتیب همه در محیط کاری احساس می کنند در شرایط یکسانی قرار دارند. البته در انتخاب افراد یک استثنا وجود دارد. گوگل از پذیرفتن افراد نابغه بشدت اجتناب می کند، مگر آن که مطمئن شود آنها روحیه کار گروهی دارند در غیر این صورت تلاش می کند یک گروه از افراد باهوش داشته باشد تا یک فرد فوق نابغه که نمی تواند با کسی رابطه برقرار کند و همواره مشکل ایجاد می کند. قانون دوم مدیران می گوید هر چیزی که ممکن است به فکر کارمندانتان برسد برای آنها آماده کنید، حتی اگر یک استخر یک نفره در میان اتاق کار باشد. برای همین آنها احساس خواهند کرد در جایی راحت تر از خانه هستند و کسی دوست ندارد آنجا را ترک کند.
چون در گوگل همه کارها گروهی صورت می گیرد، قانون سوم می گوید همکاران یک طرح را در یک مکان گرد آورید. آنها در سالنی بزرگ حضور دارند و با هم روی یک طرح کار می کنند و ارتباط بهتر و فراتر از رابطه کاری ایجاد خواهند کرد و کار زودتر به نتیجه خواهد رسید. قانون چهارم ساده کردن تصمیم گیری هاست. افراد یک گروه می توانند با هم صحبت کنند و از طریق ایمیل با هم ارتباط برقرار کنند و طرح را پیش ببرند و از نظر بقیه استفاده کنند. اما قانون مهم پنجم می گوید اگر شما غذایی برای میهمانتان درست کرده اید، حتما باید خودتان هم از همان غذا استفاده کنید. بنابراین کارمندان گوگل از محصولات تولیدی شرکت خود بهره می برند و آنها از جی میل استفاده می کنند و از خدمات گوناگون گوگل بهره می برند تا ضعفهای آن را شناسایی کنند. قانون ششم احترام گذاشتن به خلاقیت هاست.
در اینجا مرزی برای خلاقیت و نوآوری وجود ندارد و همه از آن استقبال می کنند. چه کسی فکر می کرد روزی نقشه های ماهواره ای دقیق از سراسر زمین در دسترس همگان باشد حال آن که اینک به همت گوگل این گونه است. اینک ناسا، شریک گوگل برای بردن دامنه جستجو و اینترنت به فراسوی زمین است و چندین شرکت مهم پزشکی ، نانوفناوری و زیست فناوری همکاران گوگل در طرحهای آینده هستند. بسیاری از این طرحها در نگاه اول خنده دار به نظر می رسد.
اما در نگاهی آینده نگر و بر مبنای احترام به ایده های نو، این طرحهای خنده دار در حال ساختن آینده ما هستند. یک جمع بزرگ باهوش تر از یک گروه کوچکتر است. این هفتمین قانون طلایی گوگل به شمار می رود که بر مبنای آن سعی می شود در تصمیم گیری ها یک جمع در نظر گرفته شود و نه یک فرد. به این ترتیب نه تنها افراد احساس رضایت بیشتری دارند؛ بلکه به دلیل مشارکت بیشتر احتمال اتخاذ تصمیم اشتباه بسیار پایین می آید. نگذارید شیطان در شما نفوذ کند. این جمله ساده ، هشتمین قانون طلایی گوگل به شمار می رود که به شعار این شرکت نیز تبدیل شده است. خیلی ها در ظاهر با این موضوع موافق هستند؛ اما در عمل نمی توانند از آن بهره ببرند. در گوگل چیزی به نام میز ریاست وجود ندارد و شما از حضور در برابر مدیران خود نمی هراسید. شرکتی با کارمندان فعال و سرزنده بسیار جذاب تر از محیطی است که همه به شما بله قربان می گویند.
زمانی که پای تصمیم گیری به میان آید، قانون نهم گوگل هم ظاهر می شود. اگرچه همه افراد مرتبط در تصمیم گیری شرکت می کنند؛ اما همه ایمان آورده اند که تنها چیزی که یک تصمیم را می سازد، داده ها و اطلاعات است. به همین دلیل همگان می کوشند بر مبنای داده های موجود تصمیم بگیرند و به این ترتیب تا زمانی که اطلاعات در اختیار داشته باشید، تصمیم درست خواهید گرفت. فکر می کنید چه جایی در دنیا وجود دارد که بیش از گوگل در به دست آوردن و طبقه بندی اطلاعات مهارت داشته باشد؟ و در نهایت باید ارتباط موثر برقرار کرد. هر شنبه مدیران و کارمندان گردهم می آیند و پرسش و پاسخ و ایده های نو مطرح می شوند و به این ترتیب نه تنها همه افراد با یکدیگر در تماس خواهند ماند. گوگل تبدیل به یک خانواده می شود. خانواده ای که اینک بسیاری از مردم جهان آرزو دارند عضوی از ان باشند.
براستی چه کسی فکر می کرد در کمتر از ۱۰ سال یک ایده ساده و یک الگوریتم جستجو چنین غولی را بپروراند؟ سوال مهمتر اینجاست که آیا این اصول تجربه شده اصولی پیچیده هستند و اگر نیستند چرا دیگران از آنها بهره نمی برند. شاید پاسخ بسیار ساده باشد. دیگران و از جمله خود ما شهامت تحمل تغییرات مدیریتی را نداریم و در هر شرایطی خود را جدا از کار فرض می کنیم. گوگل نامی است که کمتر از ۱۰ سال پس از به وجود آمدنش به عنوان یک فعل به فرهنگهای زبان انگلیسی راه یافته و همه مردم جهان و بیش از ۲۵ میلیون بار در روز از آن استفاده می کنند. کسی چه می داند، شاید شرکت نوپای شما هم در ۱۰ سال آینده به گوگلی دیگر تبدیل شود، اگر به خلاقیت ها و ایده ها احترام بگذاریم.

هیچ نظری موجود نیست: