۱۰.۰۷.۱۳۸۹

گوگل، آقابالاسر می‌شود؟



دوشنبه اول سپتامبر، روزی که تعطیل رسمی بود، گوگل کروم، مرورگر وب جدیدش را به بازار معرفی کرد. یقینا گوگل آگاهانه چنین زمانی را برای معرفی محصولش انتخاب کرده بود. شاید این شرکت از محصول جدیدش اطمینان نداشت و نمی خواست تبلیغ زیاد و بزرگ نمایی موجب پس زدن آن توسط کاربران شود. این امکان هم وجود دارد که گوگل کروم را آن چنان با اهمیت نمی دانست و فقط سعی کرد در بین هیاهوی تبلیغات کنوانسیون های دو حزب سیاسی ایالات متحده، از فرصتی برای معرفی کروم استفاده کند. آن روز دوشنبه که کروم معرفی شد، روز کارگر بود و تعطیل رسمی؛ ولی مسئولان گوگل این همزمانی را تصادفی می شمارند.
ولی چرا یک کمپانی چند میلیاردی که می داند محصولی خبر ساز در دست دارد، عامدا سعی در تعدیل پوشش خبری آن می کند؟
جواب احتمالی این است که راهبردی دراز مدت برای اینکه کروم یک «اقدام بعدی» به نظر آید وجود دارد و احتمالا این تصمیم توسط بالاترین رده های گوگل، و شاید از جانب اریک اشمیت مدیر عامل، اتخاذ شده است.
دلیل چنین تحلیلی این است که بلند پروازی های گوگل بسیار بزرگ تر از آن چیزی است که بیشتر ما تصور می کنیم، و اکنون این کمپانی به قدر کافی ثروتمند و قدرتمند هست که آنها را اجرایی کند. نکته دیگری هم وجود دارد، اگر گوگل در این راهبرد توفیق پیدا کند، با ارزش ترین و در عین حال خوفناک ترین شرکت روی زمین خواهد شد و نگرانی های ما باید از حالا شروع شود.
گوگل در محل تلاقی دو جریان تاریخی و فلسفی دره سیلیکان قرار دارد. یکی از جریان ها از سوی پایه گذارانی چون سرگی برین و لاری پیج می آید و از میان دنیای نسل گیمرها، هکرها، اپل و وب ۰.۲ می‌گذرد.
به باور جریان مذکور این که تکنولوژی به ویژه وب سبب دنیایی بهتر می شود، ذاتا آرمان گرایانه است. این جریان همچنین دارای تمایلات مطلق گرایانه و حتی به گفته برخی توتالیتر است و همچنین باور دارد که تجربه گرایی علم و فن آوری جای موسسات حجیم انسانی را خواهد گرفت و این اسباب شاد کامی هکرها را فراهم می کند.
● درباره اشمیت
جریان دوم در یک نفر مجسم می شود؛ اریک اشمیت. شاید اشمیت باهوش ترین کسی باشد که من می شناسم و یکی از معدود افراد درتاریخ فن آوری است که از مرتبه یک دانشمند تا حد ۵۰۰ مدیر عامل فورچن ارتقا یافته است. ولی مسیر ترقی او خالی از دشواری ها نبوده است. تلاش های اشمیت دو بار در برخورد با حملات بیل گیتس و مایکروسافت بر باد رفت. اولین بار، در شرکت سان مایکروسیستمز درمانده ماند و بار دوم در ناول، جایی که مدیر عاملش بود.
در آن ایام تمامی اهالی دره سیلیکان نیش حمله های مایکروسافت را چشیده بودند. آن زمان به نظر می آمد که نیرویی مهار نشدنی بازار ها را یکی بعد از دیگری تسخیر می کند، تا آن جا که به تمامی دنیای فن آوری دست یافت. عمده شرکت ها و موسسان آنها یا با تحقیق و کار فراوان سعی در نجات خود از این توفان کردند یا به راحتی از مهلکه گریختند و بازار هایی را یافتند که مایکروسافت علاقه ای به حضور در آنها نداشت.
اما در این میان سه نفر، که هر یک در زمینه ای نابغه بود و هر سه زخم خورده مایکروسافت بودند، مستقلا در پی یافتن راهی برای ضربه زدن به بیل گیتس بودند.
اولین ایشان لاری الیسون بود که شرکتش، اوراکل تقریبا به بزرگی مایکروسافت بود. او در رقابتی بی رحمانه و دیوانه وار تلاش کرد کاربران را از کامپیوتر های شخصی شان به سمت یک کامپیوتر شبکه ای تئوری بکشاند که در تلاشش نا موفق بود. سپس مبارزه ای برای کسب سود را آغاز کرد که در واقع پایگاه مشتریان را پشت دیوار هایی نفوذ ناپذیر محصور کرد.
دومین نفر مارک اندریسن بود. او شاهد این بود که نت اسکیپ محبوبش توسط حملات غیر قانونی اینترنت اکسپلورر گیتس زمین خورد. به این ترتیب بدون سروصدا از تقابل با طغیان مایکروسافت به تجارت «ابزار» عقب نشست تا به ابداع راه های بهره مندی از اینترنت در غیاب مایکروسافت بپردازد.
این دو هیچ یک به اندازه اشمیت موفق نبودند. او سال های زیادی را برای یافتن راه غلبه بر مایکروسافت گذراند و زمانی که گوگل به او سپرده شد، می دانست که حالا یک کلوب عالی به دست آورده است. مایکروسافت زمانی هنوز بیشترین کاربران اینترنت را در دنیا داشت ولی وقتی به آنجا رسید، گوگل آنها را تصاحب کرد. تمام وب مرتبط با جستجوی اطلاعات است و چون خدمات جستجوی گوگل رایگان بود، میلیارد ها کاربر به سوی آن جذب شدند.
هم اینک گوگل یکی از ارزشمند ترین و با نفوذ ترین کمپانی های جهان است. عمده ساکنان زمین همه روزه از پرتال های ساده و دلپسند آن گذر می کنند و در این فرآیند گوگل پول کلانی از تبلیغات به جیب می زند. در عین حال این روز ها کسی خیلی از مایکروسافت سخن به میان نمی آورد.
به نظر می رسد اشمیت انتقامش را گرفته است و آرمان گرایان دنیای فن آوری خود را اثبات کرده اند. ولی خودتان را با این تصور که جنگ خاتمه یافته، فریب ندهید.
● آیا گوگل دروغ می گوید؟
به نظر می آید که اشمیت با شکست مایکروسافت قانع نمی شود، بلکه می خواهد به مایکروسافت و حتی بیشتر از آن تبدیل شود. به علاوه او ارتشی از سربازان با استعداد و عاری از اصول اخلاقی را برای پیش برد اهدافش فرماندهی می کند.
به یاد داشته باشید که این تکنو-آتوپین ها بر هر چیز توفق می جویند حتی حریم خصوصی اشخاص. ما چشمه هایی را در اوایل سال جاری دیدیم؛ زمانی که فیس بوک، شبکه اجتماعی ظاهرا بی خطر برای افراد جوان، بی صدا بیکن را به راه انداخت که خرید های کاربر را ردیابی می کرد و به دوستانش، به امید این که بر خرید های آینده یشان تاثیر بگذارد، اطلاع می داد. موسس فیس بوک، مارک زوکربرگ از عکس العمل ها علیه بیکن ابراز شگفتی کرد و آن را متوقف کرد ولی مسیر ها را برای تجسس های بعدی باز گذاشت.
در هیج جا به اندازه گوگل، قدرت اعمال تکنولوژی برای تحقق دست رسی بیشتر وجود ندارد. و این قدرت به رغم شعار این شرکت، لوگو و صفحه اصلی ساده و بی آلایش اش ، نیروی محرکه گوگل است. و هدف دراز مدت این اعمال تکنولوژی همان طور که گوگل خود گفته است، «مدیریت تمام اطلاعات دنیا» ست.
چهار سال پیش این روند، بی خطر می نمایید و حتی مورد استقبال قرار گرفت. وب مکانی عظیم و حجیم است، بنابر این مگر چه ایرادی دارد برای گشت و گذار در آن از یاری دیگری بهره مند شویم؟ ولی درحالی که گوگل بزرگ شد، بر امور عمومی و عمده وب سیطره یافت و شروع به تمرکز بر امور ریزتر و تخصصی تر (نظیر کتابخانه ها، اسناد شخصی، و غیره) کرد، ما تازه درک کردیم که منظور از «تمام» در شعار گوگل چیست و گوگل برای رسیدن به آن چه می خواهد بکند.
برای نمونه، چند هفته پیش، در یک ورودی وبلاگی که به ندرت مورد توجه است، کلینت بولتون گزارشگر کامپیوتر ورلد گفت و شنودش با یکی از کارکنان گوگل را بازگو کرده بود. این کارمند اذعان کرده بود که هر آن چه کمپانی درباره حریم خصوصی کاربران به کنگره و در منظر عموم می گفته است، در واقع نه تنها تعقیب رد جستجو های کابران که حتی هویت آنها، طی برنامه ای اصطلاحا موسوم به «تفتیش عمیق پاکت» بوده است. این ورودی خواننده های اندکی داشت و هیچ کس نظری در آن نگذاشته بود ولی توجه یک منبع را به خود جلب کرد: یک مدیر ارشد گوگل از مجله خواست این گزارش را بر دارد.
اگر این گزارش صحت داشته باشد، آیا گوگل در مورد حریم کابران به کنگره دروغ گفته است؟ احتمالا جواب منفی است یا لااقل گوگل سعی کرده با کلمه بندی صحیح از این مخمصه بیرون آید.
بنابراین پذیرفتن ادعا های رژیم های اقتدار گرا در گوشه و کنار دنیا، به خصوص چین در راستای آزمایش عملیات جستجویش در آن کشور ها است. این اعمال در نگاه نخست توضیح ناپذیر است و تنها زمانی دلیل آن روشن می شود که بپذیریم اکنون تجارت حقیقی گوگل تامین یک سری خدمات برای کابرانش نیست، بلکه برای تملک اطلاعات دنیا می باشد.
و این موضوع ما را به کروم باز می گرداند. چرا معرفی آن خفیف بود؟ و چرا گوگل شراکت با سازنده مرورگر موزیلا را به جریان انداخت؟ به نظر من جواب شامل دو قسمت است.
● گوگل؛ از قاتل مایکروسافت تا «آقابالاسر»
نخست، گوگل تصور می کند کروم می تواند آلت قتاله برای از پای درآوردن مایکروسافت باشد. کروم نه تنها قابلیت شکست اکسپلورر را دارد که به رویای قدیمی الیسون جامع عمل می پوشاند و به کاربران اجازه بارگذاری آسان نرم افزارها را از وب می دهد. به این ترتیب با این شگرد قفل مایکروسافت بر آفیس و حتی ویندوز (تجارت اصلی این کمپانی) را دور می زند.
دلیل دوم شوم تر است. تعداد اندکی توجه کرده اند که در ضوابط خدمات ثبت نام برای کروم، گوگل برای آن چه کابران با این مرورگر می آفرینند ادعا مجوز «ابدی، غیر قابل فسخ، جهان شمول، حق امتیاز رایگان و غیر انحصاری» کرده است. البته سه شنبه گوگل اعلام کرد این مواد را از ضوابط لغو کرده است.
این تنها بخشی از ماجرا است. اندرو چئونگ از نشریه تی جی دیلی، یکی از صاحب نظران که به بررسی کروم پرداخته است، اشاره می کند که این مرورگر بیش از حد خوب کار می کند. او به عنوان نمونه آورده است که با فشردن چند کلید کروم به سایت بانکداری آنلاین رفته ، شماره حساب ها را یافته ، حساب ها را تراز کرده و عملیات مبادله انجام داده است. نظر چئونگ این است که این محصول دارای نقص امنیتی می باشد. من در این مورد اطمینان ندارم.
مایکروسافت فقط همه پول ما را می خواهد و در مقابل گوگل همه اطلاعات ما را می خواهد. در پایان این سوال مطرح می شود که آیا در راه فرار از فرمانروایی شر، نا خواسته در دستان «بیگ برادر» یا همان آقابالاسر قرار نگرفته ایم؟

هیچ نظری موجود نیست: